
مقدمه
زنان سرپرست خانوار در بسیاری از جوامع با مجموعهای از محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستند. مسئولیت تأمین هزینههای زندگی، مراقبت از فرزندان، انجام امور خانه و در بسیاری از موارد، دسترسی محدود به فرصتهای شغلی و منابع مالی، شرایطی ایجاد میکند که میتواند چرخه فقر را برای زنان و خانوادههای آنان عمیقتر کند.
در چنین شرایطی، برنامههای حمایت اجتماعی میتوانند نقش مهمی در کاهش فقر و افزایش امنیت اقتصادی خانوار داشته باشند. این برنامهها شامل پرداختهای نقدی، حمایتهای معیشتی، برنامههای اشتغال عمومی، آموزش مهارت، دسترسی به اعتبار و سایر خدمات حمایتی هستند.
با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که حمایت مالی بهتنهایی برای توانمندسازی زنان کافی نیست. اگر زنان فقط دریافتکننده کمک باشند، اما اختیار تصمیمگیری درباره منابع، امکان دسترسی به داراییها، فرصت اشتغال و قدرت کنترل درآمد را نداشته باشند، حمایت اجتماعی الزاماً به توانمندسازی واقعی منجر نخواهد شد.
شواهد جهانی یونیسف نیز نشان میدهد که حمایت اجتماعی، در صورت طراحی مناسب، میتواند علاوه بر کاهش فقر، به افزایش مشارکت اقتصادی زنان، دسترسی آنان به خدمات، افزایش قدرت تصمیمگیری و بهبود وضعیت خانواده کمک کند. در مقابل، طراحی نامناسب برنامهها ممکن است حتی بار کار بدون دستمزد زنان را افزایش دهد.
حمایت اجتماعی و برابری جنسیتی
برابری جنسیتی به معنای برخورداری برابر زنان، مردان، دختران و پسران از حقوق، مسئولیتها و فرصتهاست. برابری به این معنا نیست که زنان و مردان باید کاملاً مشابه یکدیگر باشند؛ بلکه جنسیت نباید تعیینکننده میزان دسترسی فرد به فرصتها، منابع و حقوق باشد.
از سوی دیگر، توانمندسازی اقتصادی زنان تنها به افزایش درآمد آنان محدود نمیشود. توانمندسازی اقتصادی زمانی اتفاق میافتد که زنان بتوانند مهارتها و منابع لازم را به دست آورند، در بازار کار و فعالیتهای اقتصادی مشارکت کنند، به فرصتهای برابر دسترسی داشته باشند و درباره درآمد و داراییهای خود تصمیم بگیرند.
بنابراین، توانمندسازی اقتصادی دو جنبه مهم دارد: نخست، توانایی دستیابی به فرصتها و منابع اقتصادی و دوم، قدرت تصمیمگیری و کنترل بر منابع و درآمد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش درآمد بدون افزایش قدرت تصمیمگیری ممکن است تغییر پایدار و عمیقی در زندگی زنان ایجاد نکند.
حمایت اجتماعی چگونه میتواند به توانمندسازی زنان کمک کند؟
تجربه برنامههای حمایت اجتماعی در کشورهای مختلف نشان داده است که این برنامهها میتوانند از مسیرهای مختلف به توانمندسازی زنان کمک کنند.
یکی از این مسیرها، کمک به زنان برای دسترسی به داراییهای مولد است. برای مثال، دریافت حمایت مالی میتواند امکان خرید دام، راهاندازی یک فعالیت کوچک اقتصادی یا سرمایهگذاری در یک کسبوکار خانگی را فراهم کند.
دسترسی به منابع مالی همچنین میتواند فرصت استفاده از اعتبار رسمی و غیررسمی را افزایش دهد. در برخی برنامهها، پرداخت منظم حمایتهای نقدی میتواند برای دریافت وام یا اعتبار، نوعی پشتوانه محسوب شود.
در برخی شرایط نیز خانوارهای زنسرپرست منابع دریافتی را بیشتر در فعالیتها و داراییهای اقتصادی سرمایهگذاری میکنند. به همین دلیل، حمایت هدفمند از این خانوارها میتواند آثار اقتصادی گستردهتری داشته باشد.
حمایت اجتماعی همچنین میتواند قدرت زنان را در تصمیمگیریهای خانوادگی افزایش دهد. مطالعات مختلف نشان دادهاند که برنامههای نقدی و «نقدی بهعلاوه» در برخی زمینهها میتوانند مشارکت اقتصادی زنان، دسترسی به خدمات سلامت و آموزش و قدرت تصمیمگیری آنان را افزایش دهند.
چرا پرداخت کمک مالی به زنان اهمیت دارد؟
یکی از رویکردهای مهم در برنامههای حمایت اجتماعی، پرداخت مستقیم کمکها به زنان است.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که زمانی که زنان مستقیماً دریافتکننده حمایتهای نقدی هستند، احتمال استفاده از بخشی از منابع برای نیازهای اساسی خانوار، آموزش، سلامت و فعالیتهای اقتصادی افزایش پیدا میکند.
نمونه قابل توجه این رویکرد را میتوان در برنامه شبکه ایمنی اجتماعی تولیدی تانزانیا (PSSN) مشاهده کرد.
این برنامه در ابتدا پرداختهای نقدی را به سرپرست خانوار، که در بسیاری از موارد مرد بود، اختصاص میداد. اما پس از مشاهده برخی موارد استفاده نامناسب از منابع، این روند تغییر کرد و زنان بهعنوان دریافتکنندگان و مدیران منابع خانوار مورد توجه بیشتری قرار گرفتند.
در نتیجه، در مقطعی حدود ۸۳ درصد دریافتکنندگان پرداختهای نقدی PSSN را زنان تشکیل میدادند. این تغییر، یکی از اقدامات مهم برنامه برای مقابله با هنجارهای جنسیتی موجود بود.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
دریافت کمک به نام زن، بهتنهایی به معنای توانمندسازی زن نیست.
ممکن است یک زن دریافتکننده رسمی کمک باشد، اما در عمل همسر یا سایر اعضای خانواده درباره نحوه مصرف پول تصمیم بگیرند. به همین دلیل، رابطه میان دریافت منابع و قدرت واقعی زنان باید با دقت مورد توجه قرار گیرد.
یونیسف نیز در مطالعات خود تأکید کرده است که در بسیاری از جوامع، حتی زمانی که زنان دریافتکننده کمک هستند، مردان همچنان نقش اصلی را در تصمیمگیری درباره امور مالی، دارایی و املاک خانوار دارند.
تجربه تانزانیا؛ نمونهای برای یادگیری
برنامه PSSN یکی از نمونههای قابل توجه در زمینه پیوند حمایت اجتماعی با توانمندسازی زنان است.
این برنامه سه بخش اصلی دارد:
- پرداختهای نقدی مشروط؛
- برنامه کارهای عمومی؛
- تقویت معیشت و فعالیتهای اقتصادی.
از زمان آغاز اجرای برنامه در سال ۲۰۱۲، میلیونها نفر از حمایتهای آن بهرهمند شدهاند و بخش قابل توجهی از دریافتکنندگان را زنان تشکیل دادهاند. تجربه این برنامه نشان میدهد که چگونه یک نظام حمایت اجتماعی میتواند به تدریج از یک برنامه صرفاً حمایتی به برنامهای با اهداف گستردهتر در زمینه برابری جنسیتی و توانمندسازی اقتصادی تبدیل شود.
مهمترین دستاوردهای PSSN برای زنان
یکی از نتایج مهم این برنامه، افزایش جایگاه زنان در خانواده و جامعه بود.
هدف قرار دادن زنان بهعنوان دریافتکنندگان حمایت مالی، به افزایش پذیرش اجتماعی آنان کمک کرد و جایگاه آنان را در برخی خانوادهها و جوامع تقویت کرد.
همچنین زنان در کمیتههای مدیریت اجتماعی مشارکت داشتند. حضور زنان در این ساختارها به آنان فرصت داد تا درباره اجرای برنامه، نیازهای خود و مشکلات جامعه صحبت کنند.
از سوی دیگر، شواهد نشان داد که PSSN به افزایش پسانداز، مالکیت برخی داراییها و تنوع فعالیتهای معیشتی زنان کمک کرده است.
با این حال، تفاوتی میان نوع سرمایهگذاری زنان و مردان مشاهده شد. مردان بیشتر به سمت سرمایهگذاریهای بزرگتر مانند دامداری و زمین رفتند، در حالی که زنان بیشتر در فعالیتهایی مانند پرورش مرغ و بز سرمایهگذاری کردند.
این تفاوت نشان میدهد که صرف دسترسی به منابع کافی نیست؛ زنان باید به منابع، آموزش، اعتبار، بازار و داراییهای مولد بزرگتر نیز دسترسی داشته باشند.
حمایت اجتماعی؛ فراتر از پول
یکی از مهمترین درسهای تجربه PSSN این است که حمایت اجتماعی نباید صرفاً به پرداخت پول محدود شود.
اگر هدف، توانمندسازی واقعی زنان باشد، حمایت مالی باید در کنار مجموعهای از خدمات دیگر قرار گیرد. برای مثال:
پرداخت نقدی + آموزش مهارت + دسترسی به اعتبار + مشاوره شغلی + دسترسی به بازار + حمایت از کسبوکار
چنین رویکردی را میتوان «حمایت نقدی بهعلاوه» یا Cash Plus نامید.
مطالعات جدید یونیسف نیز بر اهمیت چنین رویکردی تأکید دارند و نشان میدهند که ترکیب پرداختهای نقدی با خدمات و مداخلات تکمیلی میتواند ظرفیت بیشتری برای پیشبرد برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان ایجاد کند.
چالش مهم: افزایش بار کاری زنان
با وجود دستاوردهای مثبت، برنامه PSSN یک پیامد ناخواسته مهم نیز داشت: افزایش بار کاری زنان.
در بسیاری از خانوادهها، مسئولیت رعایت شروط مربوط به سلامت و آموزش کودکان بیشتر بر عهده زنان قرار گرفت.
برای مثال، زنان باید کودکان را به مراکز درمانی میبردند یا اطمینان حاصل میکردند که فرزندانشان شرایط لازم برای حضور در مدرسه را دارند.
این مسئولیتها در شرایطی که دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی دشوار باشد، زمان و انرژی بیشتری از زنان میگیرد.
از سوی دیگر، زنانی که همزمان در برنامههای کار عمومی یا فعالیتهای اقتصادی نیز شرکت میکنند، ممکن است با تجمع چند مسئولیت روبهرو شوند؛ یعنی هم مسئولیت کسب درآمد داشته باشند، هم کارهای خانه و مراقبت از اعضای خانواده را انجام دهند.
یونیسف نیز در پژوهشهای جدید خود هشدار داده است که برنامههای حمایت اجتماعی در صورت طراحی نامناسب ممکن است به افزایش کار بدون دستمزد و مسئولیتهای مراقبتی زنان منجر شوند.
بنابراین، یک برنامه حمایتی موفق باید علاوه بر درآمد زنان، زمان و بار مراقبتی آنان را نیز در نظر بگیرد.
نقش هنجارهای جنسیتی در موفقیت برنامههای حمایتی
یکی از مهمترین درسهای تجربه تانزانیا، اهمیت هنجارهای جنسیتی است.
هنجارهای جنسیتی مجموعهای از باورها و انتظارات اجتماعی هستند که تعیین میکنند زنان و مردان چه نقشهایی داشته باشند، چه تصمیمهایی بگیرند و چه مسئولیتهایی را بر عهده بگیرند.
اگر جامعه انتظار داشته باشد که زن مسئول اصلی خانه، فرزندان و مراقبت از خانواده باشد، حتی یک برنامه اقتصادی موفق نیز ممکن است بار اضافی بر دوش او قرار دهد.
به همین دلیل، توجه به جنسیت نباید یک بخش فرعی در برنامههای حمایت اجتماعی باشد. بلکه باید از مرحله طراحی برنامه تا اجرا، پایش و ارزیابی آن در نظر گرفته شود.
پژوهشهای جدید یونیسف نیز تأکید میکنند که هنجارهای جنسیتی میتوانند حتی اثرات مثبت برنامههای حمایت اجتماعی را محدود کنند. بنابراین، برنامههای آینده باید علاوه بر کاهش فقر، به تغییر تدریجی هنجارهای تبعیضآمیز و نابرابریهای قدرت نیز توجه کنند.
از حمایت مالی تا استقلال اقتصادی
تفاوت مهمی میان حمایت از زنان و توانمندسازی زنان وجود دارد.
حمایت میتواند به معنای تأمین نیازهای فوری باشد؛ مانند تهیه مواد غذایی، پرداخت هزینه درمان یا کمک مالی.
اما توانمندسازی یک مرحله فراتر است.
در توانمندسازی، هدف این است که زن بتواند در آینده منابع درآمد پایدار ایجاد کند، مهارت کسب کند، دارایی داشته باشد، درباره منابع مالی تصمیم بگیرد و وابستگی اقتصادی خود را کاهش دهد.
به همین دلیل، برنامههای حمایتی باید مسیری را از:
کمک اضطراری → ثبات اقتصادی → مهارتآموزی → اشتغال یا کسبوکار → مالکیت دارایی → استقلال اقتصادی
ایجاد کنند.
این مسیر بهویژه برای زنان سرپرست خانوار اهمیت دارد؛ زیرا بسیاری از آنان علاوه بر نیازهای فوری، به راهکارهای بلندمدت برای تأمین زندگی خود و فرزندانشان نیاز دارند.
درسهایی برای برنامههای حمایت از زنان سرپرست خانوار
تجربه کشورهای مختلف و بهویژه برنامه PSSN تانزانیا، چند درس مهم برای طراحی برنامههای حمایت از زنان سرپرست خانوار ارائه میدهد.
۱. زنان باید در مرکز برنامه قرار گیرند
زنان نباید صرفاً یکی از گروههای دریافتکننده حمایت باشند. نیازها، محدودیتها و فرصتهای اقتصادی آنان باید از ابتدا در طراحی برنامه لحاظ شود.
۲. کمک مالی باید با توانمندسازی اقتصادی همراه شود
پرداخت نقدی میتواند فقر کوتاهمدت را کاهش دهد، اما برای ایجاد استقلال اقتصادی پایدار باید آموزش، مهارت، اعتبار، بازار و فرصتهای شغلی نیز در اختیار زنان قرار گیرد.
۳. کنترل واقعی بر منابع اهمیت دارد
صرف دریافت پول کافی نیست. زن باید بتواند درباره نحوه استفاده از درآمد و دارایی تصمیم بگیرد و از منافع اقتصادی فعالیت خود بهرهمند شود.
۴. داراییهای مولد باید در دسترس زنان قرار گیرد
حمایت از زنان باید به سمت ایجاد داراییهای پایدار هدایت شود؛ مانند تجهیزات کاری، سرمایه کسبوکار، دام، زمین یا سایر منابعی که بتوانند در بلندمدت درآمد ایجاد کنند.
۵. بار مراقبتی زنان باید در نظر گرفته شود
اگر برنامهای از زنان انتظار دارد هم کار کنند، هم در جلسات شرکت کنند، هم در دورههای آموزشی حضور داشته باشند و هم مسئولیت کامل خانه و فرزندان را بر عهده داشته باشند، ممکن است نتیجه آن افزایش فشار بر زنان باشد.
۶. مشارکت زنان در تصمیمگیری ضروری است
زنان باید در کمیتهها، شوراهای محلی و فرآیند تصمیمگیری درباره برنامهها حضور داشته باشند. مشارکت واقعی میتواند به افزایش اعتمادبهنفس، قدرت بیان و قدرت چانهزنی آنان کمک کند.
۷. آموزش و آگاهیبخشی باید برای مردان نیز انجام شود
برابری جنسیتی تنها مسئله زنان نیست. تغییر هنجارهای اجتماعی زمانی پایدارتر خواهد بود که مردان و سایر اعضای جامعه نیز در فرآیند آموزش و آگاهیبخشی مشارکت داشته باشند.
۸. برنامهها باید سازوکار شکایت و بازخورد داشته باشند
زنان باید بتوانند مشکلات، تبعیضها یا موانعی را که در مسیر دریافت خدمات با آن مواجه میشوند، گزارش کنند و مطمئن باشند که شکایت آنان پیگیری خواهد شد.
برنامه اقدام جنسیتی؛ گامی برای اصلاح سیاستها
تجربه PSSN در نهایت به تدوین برنامه اقدام جنسیتی (GAP) منجر شد.
هدف این برنامه، وارد کردن ملاحظات جنسیتی در بخشهای مختلف PSSN بود. از جمله اقدامات پیشنهادی میتوان به ایجاد تیم تخصصی جنسیت، آموزش کارکنان، وارد کردن اهداف برابری جنسیتی و توانمندسازی اقتصادی زنان در طراحی برنامهها، تقویت حقوق و قدرت تصمیمگیری زنان و ایجاد سازوکارهای مناسب برای رسیدگی به شکایات اشاره کرد.
این تجربه یک پیام مهم دارد:
اگر برابری جنسیتی از ابتدا در طراحی یک برنامه وجود نداشته باشد، اضافه کردن آن در مراحل بعدی دشوارتر خواهد بود.
بنابراین، نگاه جنسیتی باید از همان مرحله شناسایی مسئله و طراحی برنامه وجود داشته باشد.
نقش نهادهای حمایتی و خیریهها
این درسها فقط برای دولتها کاربرد ندارند. سازمانهای مردمنهاد و خیریهها نیز میتوانند از این تجربهها استفاده کنند.
خیریهای که هدف آن حمایت از زنان سرپرست خانوار است، میتواند از یک مدل صرفاً کمکرسان به سمت مدل توانمندسازی حرکت کند.
در این مدل، کمکهای فوری همچنان اهمیت دارند، اما در کنار آنها باید مسیرهای بلندمدت نیز ایجاد شود؛ مانند:
- آموزش مهارتهای شغلی؛
- ایجاد فرصت اشتغال؛
- حمایت از راهاندازی کسبوکار؛
- تأمین ابزار و تجهیزات کار؛
- کمک به دسترسی به بازار فروش؛
- آموزش مدیریت مالی؛
- ایجاد شبکههای حمایتی میان زنان؛
- مشاوره اجتماعی و شغلی؛
- حمایت از تحصیل و سلامت فرزندان؛
- و ایجاد فرصت مشارکت زنان در تصمیمگیری.
چنین رویکردی میتواند زنان را از دریافتکننده صرف کمک به فردی دارای مهارت، درآمد، دارایی و قدرت تصمیمگیری تبدیل کند.
نتیجهگیری
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که حمایت اجتماعی میتواند ابزار قدرتمندی برای کاهش فقر و بهبود وضعیت زنان باشد. پرداختهای نقدی، حمایتهای معیشتی، برنامههای اشتغال عمومی و حمایت از فعالیتهای اقتصادی میتوانند امنیت اقتصادی خانوادهها را افزایش دهند و فرصتهای جدیدی برای زنان ایجاد کنند.
با این حال، توانمندسازی اقتصادی زنان تنها با پرداخت پول اتفاق نمیافتد.
توانمندسازی زمانی شکل میگیرد که زنان علاوه بر دسترسی به منابع مالی، از مهارت، فرصت اقتصادی، دارایی، اطلاعات، شبکه اجتماعی و قدرت تصمیمگیری نیز برخوردار باشند.
تجربه برنامه PSSN در تانزانیا نشان میدهد که قرار دادن زنان در مرکز برنامههای حمایتی میتواند جایگاه آنان را در خانواده و جامعه تقویت کند، مشارکت آنان را در تصمیمگیری افزایش دهد و زمینه را برای فعالیتهای اقتصادی فراهم کند. در عین حال، این تجربه نشان میدهد که هنجارهای جنسیتی و تقسیم نابرابر مسئولیتهای خانوادگی میتوانند دستاوردهای برنامه را محدود کنند.
از این رو، آینده برنامههای حمایت از زنان سرپرست خانوار باید از کمکرسانی صرف به سمت توانمندسازی پایدار حرکت کند.
هدف نهایی نباید فقط این باشد که یک خانواده امروز بتواند هزینههای خود را تأمین کند؛ بلکه باید شرایطی ایجاد شود که زن بتواند در آینده درآمد پایدار داشته باشد، دارایی ایجاد کند، درباره منابع خود تصمیم بگیرد و آینده اقتصادی خانوادهاش را با استقلال بیشتری مدیریت کند.
این همان نقطهای است که حمایت اجتماعی میتواند از یک راهکار کوتاهمدت برای کاهش فقر، به ابزاری برای ایجاد تغییر پایدار در زندگی زنان و خانوادهها تبدیل شود.منبع