هر خیریه ای که مشاهده می کنیم ، ریشه در تجربه ای زیسته دارد و این مجموعه نیز به همین دلیل شکل گرفته است . در سال ۱۳۷۶ ، زمانی که زهرا بنیانیان توسعه مشارکت های زنان در ریاست جمهوری را بر عهده داشت ، آماری تکان دهنده در مورد وضعیت فقر در میان زنان سرپرست خانوار کشور پیش روی او قرار گرفت. این آمار نشان می داد که ۵۵% از این زنان در دهک های ۱ و ۲ درآمدی،یعنی فقیرترین اقشار جامعه، قرار دارند. و بیش از ۷۰% بیسوادان جامعه در بین زنان سرپرست خانواده هستند.وضعیت مهارت حرفه ای این زنان نیز بسیار نگران کننده بود اغلب آنان فاقد مهارت حرفه ای جهت اشتغال بودند . توجه عمیق تر به این اطلاعات ، جرقه ای شد برای درک عمیق تر یک چالش اجتماعی .
تحلیل آینده پژوهان که در یکی از جلسات کاری با آن ها هم صحبت شد ، این بود که از دهه ۸۰ به بعد ،علاوه بر افزایش خانواده های تک والدی شاهد شیب زنانه تر شدن آسیب های اجتماعی هم خواهیم بود. این پیش بینی، در کنار تجربه های شخصی زهرا بنیانیان پس از فوت همسرش و مراجعه به دادگاه سرپرستی و حضانت فرزندان ، او را با واقعیت تلخ فقرفرهنگی علاوه بر فقر اقتصادی زنان سرپرست خانواده از نزدیک مواجه کرد.
این تجربیات و مشاهدات ، دانش او را به بینش تبدیل کرد. باوری راسخ در او شکل گرفت که مادرنقشی بی بدیل در انسان سازی و بالندگی جامعه دارد. شعار (( مادر مقتدر و مهربان)) از دل همین باور برخواست ، مادری که هم تکیه گاه عاطفی است و هم توانمند در ساختن آینده ای روشن برای فرزندانش .
با این چشم انداز و انگیزه ی قوی، در سال ۱۳۸۰، ابتدا خیریه صدیقین تهران و در سال ۱۳۹۱ خیریه صدیقین اصفهان با هدف توانمندسازی و حمایت از مادران و فرزندان سرپرست خانواده ، بنیان نهاده شد تا از دل این آمار نگران کننده ، داستانی از امید، اقتدار و بالندگی خلق کند.